احمد على بابائى

43

منتخب نهج البلاغه ( فارسى )

علم دلها كه ز انديشه بتن بسته شود * در حالت يكنواختى خسته شود علم است كه يك نواختى نيست در او * تن خسته نگشته هم كه دانسته شود ان هذه القلوب تمسل ( إلخ ) همه دلها از انديشه و تفكر يك نواخت خسته شوند ، چنان كه جسم انسان از يك نواختى زندگى ( خوردن و پوشيدن ) خسته شود و بدانكه هر آنچه پيشرفت در دانش شود لذت آموختن بيشتر گردد و دو سود به خواهان علم رساند ، اول آنكه از يك نواختى دانستن ( از حد دانستن آموختن ) خسته نگشته و بيشتر آموخته و بر خويش دانش افزوده گشته دوم آنكه پژوهش نموده و خود را بر علماء و دانشمندان نزديك ساخته و بر آن شده كه ديگران از او بياموزند و چون استادى از وى پيروى كنند احكام را ، و نيز از دانستن زياد مردى نكو و پارسا گردد كه موجب مؤمن گشتن و خدا پرست بودنش خواهد شد و سعادت يابد در دو سراى و تو اى خواهان آن قدر كه توانايى در مغز دارى بياموز و بدان كه هيچ زيانى بر دانش پژوه نخواهد رسانيد . پس : دلها كه از انديشه يك نواختى و از جان نيز خسته شوند ، آن تنها علم است كه يك نواختى در آن وجود نداشته و جسم و روح خسته نمى شوند و انسان دانسته‌تر نيز خواهد گشت و بر معلوماتش افزوده و مردم با احترام خاصى بر او نظر ميافكنند .